من از خود آقای هاشمی شنیدم در یکی از جلسات حاشیه مجمع که جمعی از بزرگان حضور داشتند، اول پیشنهاد نامزدی آقای ناطق مطرح می‌شود و آقای هاشمی هم از این مساله دفاع می‌کند اما خود آقای ناطق قبول نمی‌کنند. در همان جلسه پیشنهاد نامزدی آقای روحانی هم مطرح می‌شود که آقای روحانی رد نمی‌کند.»این بخشی از مصاحبه ای است که چند سال پیش با یاسر هاشمی درباره معادلات انتخابات 92انجام دادم. اوچگونگی مطرح شدن نام حسن روحانی برای انتخابات ریاست جمهوری 92 را روایت کرد . جلساتی که ظهر شنبه ها در اتاق کار هاشمی رفسنجانی تشکیل می شد و به شوخی نام را گذاشته بودند«جلسه انجمن اسلامی مجمع».

 

یک گعده نشینی سیاسی مهم که در آن برهه از زمان با حضور این اعضا تشکیل می شد:«اکبر هاشمی رفسنجانی،علی اکبر ناطق نوری، دری نجف آبادی، واعظ طبسی و حسن روحانی». یاسر هاشمی البته یک نکته مهم را در آن مصاحبه مطرح می‌کند «تردید حسن روحانی برای نامزدی»

 

روحانی که در خرداد 92 سیاست داخلی، اقتصاد و سیاست خارجی را بهم گره زد و رقبا را پشت سر گذاشت همه تلاشش این بود که با برجام پنجره های تازه باز کند برای آن مثلث تعیین کننده.

 

وقتی گفت «من سرهنگ نیستم » طبقه متوسط و روشنفکران را دلخوش به توسعه سیاسی کرد و وقتی خطاب به عابدینی مجری گفت و گوی ویژه خبری توصیه کرد تا بیانیه سعدآباد را «سه بار بخواند»و بعد از آن همنوا با ولایتی شد و محصول آن نوع از مذاکرات در دوران احمدی نژاد را فقر و تنگدستی و ایستادن چرخ کارخانجات عنوان کرد به خوبی اقتصاد و سیاست خارجی را بهم پیوند داد تا مردم و طبقه پایین هم با رضایت به او رای دهند.

 

او یکسال زمان خواسته بود، اما خیلی زودتر از آنچه تصور می شد محمد جواد ظریف و جان کری را به هم رساند. دیوار بی اعتمادی میان تهران و واشنگتن اما آنچنان بلند بود که همنشینی های دو وزیر خارجه نمی توانست در زمانی اندک ماجرا را به سرانجام برساند. روحانی باید زمان بیشتری صبر می کرد؛ زمانی طولانی با مصائب بسیار بیشتر از آنچه تصور می کرد آنهم با منتقدانی دلواپس.

 

او درب ریاست جمهوری اش را از پاشنه سیاست خارجی چرخانده بود؛ گریزی نداشت تا بماند و سرانجام کار راببیند . سرانجام نوش دارو رسید آن هم در اندک زمان باقی مانده تا انتخابات پارلمان دهم. موافقان برجام در پارلمان ماندند و نابرجامیان که رقبای سخت رییس جمهور بودند مهمترین پایگاه حمله به او را ترک کردند تا مجلس جدید خیال حسن روحانی را راحت تر کند.

روحانی و پسا برجام

 

حالا اما از آن برهه تاریخی چند سالی گذشته است . حسن روحانی به نیمه دولت دومش رسیده و سخت درگیر کارازار سیاست خارجی است تا برجام محتضر را آب حیاتی بیابد .

 

همه چیز تغییر کرده است ؛ اینجا در تهران اصلاح طلبانی که روزی با افتخار از علی لاریجانی حمایت می کردند و رک و صریح می گفتند «نقد لاریجانی را به نسیه عارف ترجیح می دهیم»حالا دستور تشکیلاتی می گیرند که باید نام محمدرضا عارف را برای ریاست مجلس رو برگه های رای گیری خود بنویسیند ؛ حتی اگر او مناسب این سمت ندانند و حتی اگر اطمینان داشته باشند که رای نمی آورد.

 

تغییر کاملا محسوس است ؛ قرابت سال های قبل به حسن روحانی دیگر دیده نمی شود . اگر تا قبل از آمدن دونالد ترامپ اعضای ائتلاف گمان می کردند می توانند میراث هاشمی را با ریاست جمهوری علی لاریجانی ادامه داده و لاریجانی همان کسی است که می تواند آلترناتیو روحانی باشد امروز اما تردیدهای فراوانی پیرامون این ماجرا را گرفته است.

 

اعضای ائتلاف از هم فاصله گرفته اند و این شکاف هر روز پررنگ تر می شود.

 

باید آنچه رخ داده رابه تصویر کشید تا بتوان نمایی واضح تر از آنچه پیش رو است را ترسیم کرد :

یکم)علی لاریجانی : او در موقعیتی منحصر به فرد به سر می برد . جایگیری سیاسی او مختصاتی شبیه حسن روحانی دارد . با فاصله از اصلاح طلبان و با زاویه از اصولگرایان.آخرین خبر درباره او این است که پیگیری ها برای دعوتش به جلسات شورای وحدت ثمری نداشته است. خبر دیگر هم اینکه اصلاح طلبان در جلسات داخلی خود همچنان بر عدم حمایت از او تاکید می کنند و فعلا این فقط کارگزاران است که به او چشم ذخیره شب انتخابات می نگرد. او در دوراهی پاستور و بهارستان به دوراهی دیگر با این صورت مساله هم رسیده است : ماندن در صحنه یا فاصله گرفتن ازقدرت رسمی.

دوم)حسن روحانی: تیز هوش تر از آن است که بخواهد به سرنوشت دو رییس جمهور قبلی دچار شود. مدت هاست نه به حمایت اصلاح طلبان دلبسته و نه چندان واکنشی به نقدهای اصولگرایان دارد .او این روزها ساکت ترین رییس جمهور دوران شده است ؛ این روحانی ،روحانی چند سال پیش نیست. شاید درست ترین تعبیر این باشد که او می خواهد فرودی آرام روی باند سیاست ورزی ایران داشته باشد. 

سوم)اصلاح طلبان ؛ اگر روزی سعید حجاریان ایده نیکولاس پولانزاس را برای توجیه حمایت اصلاح طلبان از حسن روحانی به رخ می کشید حالا این روزها دقیقا خود اوست که آسمان و ریسمان را به هم می بافد که اصل حضور در انتخابات برای اصلاح طلبان را دچار تردید کند. این البته همه ماجرا نیست . کسانی که در نقطه مقابل او قرار گرفته اند اگر چه به حضوردر انتخابات اصرار دارند اما یک نکته را هم به این اصرار خود الصاق می کنند :«ائتلاف با اصولگرایان؛ هرگز!».حالا بماند که کارگزارانی ها دیگر رمقی برای فریاد زدن ائتلاف ندارند و در نهایت بعد از همه مصاحبه های آنچنانی، تریبون را به دست حسین مرعشی بدهند تا او بگوید چیز خاصی نیست و ما گوش به فرمان روسای جناح هستیم. 

چهارم ) آن بخش از اصولگرایان که دل به ائتلاف بسته بودند و فکر می کردند از آن ریسمان هنوز نخی باقی مانده است هر چه زمان می گذرد بیشتر متوجه همبستگی های آسیب دیده می شوند .همه می دانند که ترمیم این آسیب تنها کار یک نفر می توانست باشد:«اکبر هاشمی رفسنجانی».حالا اما او دیگر نیست که جورچین ائتلاف را کنار هم ردیف کند.همنشینی با اصلاح طلبان دیگر خواست اصولگرایان هم نیست.

 

شاید پیش بینی زود هنگامی باشد اما مولفه ها آنچنان متعدد است و نشانه ها آنچنان فراوان که از همین حالا می توان این گزاره را پررنگ کرد:روزهای داغ سیاست ایران با آرایش جدید در پیش خواهد بود . در این شکل جدید سیاست ورزی و با خداحافظی غیرمنتظره اعتدالگرایان ، از این پس چپ ها به چپ می روند و راست ها به راست.