به گزارش پایگاه خبری نشان :
محسن قاضی‌ مرادی ( متولد 11 شهریور 1320 ) از باریگران ایرانی است. محسن قاضی‌ مرادی همسر مهوش وقاری است. محسن قاضی‌ مرادی مدت هاست از بیماری پارکینسون رنج میبرد. محسن قاضی‌ مرادی فارغ‌التحصیل مدرسه عالی مدیریت تهران است و بابازی در سینما را از سال ۱۳۵۱ با فیلم حسن سیاه (بدون ذکر در شناسنامه فیلم) به کارگردانی پرویز اصانلو آغاز کرد. محسن قاضی مرادی و همسرش مهوش وقاری هر دو از بازیگران پیشکسوت سینما و تلویزیون هستند که در اصل بازنشسته آموزش و پرورش بودند و به خاطر علاقه ای که به بازیگری داشتند پا به عرصه بازیگری گذاشتند.  این زوج که سالهای زیادی از عمر زندگی مشترکشان میگذرد همچنان با مهربانی در کنار یکدیگر زندگی میکنند.

tDJMH0umBJ9Sعکس عروسی محسن قاضی‌مرادی و مهوش وقاری

ماجرای ازدواج مهوش وقاری و محسن قاضی مرادی:

آشنایی این دو از سال 1356 در دفتر کل تربیت معلم که همکار بودند شروع شد و بعد از سه سال در 20 شهریور 1359 به ازدواج ختم شد.

این زوج هنری فرزندی ندارند و دلیل باردار نشدن این زوج از زبان مهوش وقاری: من دو بار باردار شدم اما به دلیل مشکلاتی صاحب فرزند نشدم.

محسن قاضی مرادی

فیلم های سینمایی محسن قاضی مرادی :

- نهنگ عنبر ۲ (۱۳۹۵)

- خانه کاغذی (۱۳۹۵)

- پیتزا مخلوط (۱۳۸۹)

- همه چی آرومه (۱۳۸۹)

- چراغ قرمز (۱۳۸۸)

- شیر و عسل (۱۳۸۸)

- یک جیب پر پول (۱۳۸۸)

- آقای هفت‌رنگ (آقای دزد) (۱۳۸۷)

- پسر آدم، دختر حوا (۱۳۸۷)

- یک‌وجب از آسمان (۱۳۸۷)

- خواب لیلا (۱۳۸۶)

- دایره زنگی (۱۳۸۶)

- بی‌وفا (۱۳۸۵)

- سوغات فرنگ (۱۳۸۵)

- قاعده بازی (۱۳۸۵)

- مادرزن سلام (۱۳۸۵)

- تقاطع (۱۳۸۴)

- اسپاگتی در هشت دقیقه (۱۳۸۳)

- در به درها (۱۳۸۳)

- ما همه خوبیم (۱۳۸۳)

- الهه زیگورات (۱۳۸۲)

- بابا عزیز (۱۳۸۲)

- برگ برنده (۱۳۸۲)

- صبحانه‌ای برای دو نفر (۱۳۸۲)

- رسم عاشق‌کشی (۱۳۸۱)

- غوغا (۱۳۸۱)

- خانه‌ای روی آب (۱۳۸۰)

- نگین (۱۳۸۰)

- زیر پوست شهر (۱۳۷۹)

- سگ‌کشی (۱۳۷۹)

- قطعه ناتمام (۱۳۷۹)

- مسافر ری (۱۳۷۹)

- مرد بارانی (۱۳۷۸)

- غزال (۱۳۷۴)

- اوینار (۱۳۷۰)

- یکبار برای همیشه (۱۳۷۰)

- دختر شیرینی فروش

- نار و نی (۱۳۶۷)

محسن قاضی مرادی

فیلم های تلویزیون محسن قاضی مرادی:

- شمعدونی    ( سروش صحت  ۱۳۹۴)

- راه شیری     ( گروه کارگردانان   ۱۳۹۳)

- هفت‌سنگ      (علیرضا بذرافشان    ۱۳۹۲–۱۳۹۳)

- چمدان    (خسرو ملکان     ۱۳۹۱)

- تله‌فیلم «یک تصادف ساده»    (علیرضا امینی   ۱۳۹۱)

- تله‌فیلم «نامه‌های خیس»   (مرجان اشرفی‌زاده     ۱۳۹۱)

- چهار چرخ     ( جواد مزدآبادی   ۱۳۹۰)

- تله‌فیلم «مهمان بابا»      ( جواد مزدآبادی    ۱۳۸۸)

- تله‌فیلم «اتوبوس»    (محمدمهدی عسگرپور    ۱۳۸۸)

- عید امسال         (سعید آقاخانی     ۱۳۸۸)

- دفترخانه شماره ۱۳       ( سیدوحید حسینی     ۱۳۸۸)

- همه بچه‌های من      (مرضیه برومند   ۱۳۸۷–۱۳۸۸)

- تله‌فیلم «شاخ‌به‌شاخ»        (سعید آقاخانی     ۱۳۸۷)

- تله‌فیلم «پاپوش»      (  اسماعیل فلاح‌پور    ۱۳۸۷)

- طلاق در وقت اضافه      ( سیدمحسن یوسفی     ۱۳۸۷)

- چشم بلبلی     (  فروزان زاهدبیگی    ۱۳۸۷)

- پاتوق    شاهین باباپور    ( ۱۳۸۶–۱۳۸۷)

- آرزوهای شیرین     (  وحید حسینی     ۱۳۸۶)

- یک‌وجب خاک    ( علی عبدالعلی‌زاده     ۱۳۸۶)

- چهل سرباز        (محمد نوری‌زاد    ۱۳۸۲–۱۳۸۶)

- شکر تلخ       ( احمد کاوری     ۱۳۸۶– ۱۳۸۵)

- قرارگاه مسکونی        ( سید جواد رضویان     ۱۳۸۵)

- فرار بزرگ        (محمدحسین لطیفی      ۱۳۸۳–۱۳۸۴)

- من یک مستأجرم    ( پریسا بخت آور     ۱۳۸۳)

- معصومیت ازدست‌رفته   (داوود میرباقری   ۱۳۸۲)

- مسافر پردردسر   ( شاهرخ حمیدی‌مقدم   ۱۳۸۲–۱۳۸۳ )

- مهمان‌پذیر طوبی    ( منوچهر پوراحمد     ۱۳۸۱)

- پشت کنکوری‌ها    (پریسا بخت‌آور    ۱۳۸۱)

- تله‌فیلم «وقتی نبودم»     (داریوش یاری     ۱۳۸۷)

- هزاران چشم     ( کیانوش عیاری    ۱۳۸۰)

- عشق سال‌های جنگ     (علی بهادر     ۱۳۸۰)

- کارآگاه شمسی و دستیارش مادام     ( مرضیه برومند   ۱۳۸۰)

- نیستان   (  حسین مختاری     ۱۳۸۰–۱۳۷۹ )

- دختران     (   اصغر توسلی    ۱۳۷۹)

- همسایه‌ها     ( محمدحسین لطیفی     ۱۳۷۹)

- این یک دادگاه نیست    (   اصغر توسلی    ۱۳۷۹)

- این چند نفر    ( مهران غفوریان     ۱۳۷۸)

- کت جادویی     (محمدحسین لطیفی   ۱۳۷۷–۱۳۷۸ )

- بگذار آفتاب برآید     (   حسین مختاری    ۱۳۷۷–۱۳۷۸)

- عید آن سال‌ها    (سعید ابراهیمی‌فر    ۱۳۷۷–۱۳۷۸

- روزگار جوانی     (شاپور قریب   ۱۳۷۷

- ماجراهای خانواده تمدن   (غلامعباس قنبری  ۱۳۷۷)

- صد سال به این سال‌ها    (بیژن صمصامی     ۱۳۷۵)

- قصه شب سیما     (مسعود فروتن    ۱۳۷۴)

- علی‌آقا ۱۲۱     (محمد صالح علا     ۱۳۷۴)

- رنگ خیال     (علی بیابانی ) 

- یه بوم و دو هوا    (یوسف صیادی) 

- شما بگوئید چه کنم؟    (حسین فردرو    ۱۳۷۰)

- تله‌تئاتر «سیاهی لشکر»     (رسول نجفیان    ۱۳۶۶)

- تله‌تئاتر «عزیز گلاب خانم»    (رسول نجفیان   ۱۳۶۶)

- تله‌تئاتر «ماجراهای رونالد و مادرش»     (حسین پناهی    ۱۳۶۶)

- تله‌تئاتر «به سبک آمریکایی»     (رسول نجفیان   ۱۳۶۵)

- تله‌تئاتر «تصادفی»   (رسول نجفیان    ۱۳۶۵ )

محسن قاضی مرادی

محسن قاضی مرادی در شبکه نمایش خانگی

- هیولا    (مهران مدیری    ۱۳۹۷

- دندون طلا     (داود میرباقری  ۱۳۹۴)

- ویلای من     (مهران مدیری     ۱۳۹۱)

-بابا عزیز     (ناصر خمیر     )۱۳۸۲

شامگاه 25 فروردین امسال که خبر درگذشت محسن قاضی مرادی - بازیگر سینما و تلویزیون - در سن 79 سالگی منتشر شد، به روال مرسوم پیام‌های تسلیت رسمی و غیررسمی هم صادر شدند تا فقدان یک هنرمند قدیمی دیگر را تسلیت بگویند، اما در این میان بیش از هر چیز پیام‌های تسلیت و تسلی برای مهوش وقاری فرستاده شد که چند سال است زندگی خود را وقف پرستاری از همسر بیمارش کرده بود.

در این مدت عکس‌های دوتایی وقاری و قاضی‌مرادی هم بیشتر از عکس‌های تکی بازیگر مرحوم شده در فضای مجازی و رسمی نشر یافت و خیلی‌ها محبت این دو را مثال‌زدنی دانستند. این اتفاق از چشم مهوش وقاری هم پنهان نمانده که می‌گوید، «قدردان این همه لطفی هستم که سبب شد، شاید بیش از آنکه از محسن بگویند و بنویسند از من بگویند.»

او در گفت‌وگویی با ایسنا می‌گوید: «حال این روزهایم بد نیست، ولی خلأ بزرگی در زندگی‌ام ایجاد شده است. حس یک نوع بلاتکلیفی دارم که نمی‌دانم اسمش را باید چه گذاشت، چون به هر حال با وجود آنکه تقریباً نزدیک به سه سال بود که محسن هیچ واکنشی نسبت به هیچ کس و هیچ ماجرایی نداشت اما به هر حال "بود". این نبودش حس عجیبی در من ایجاد کرده است. او نمی‌توانست صحبت کند و چیزی از خودش بگوید؛ مثلا بگوید که چه حسی دارد با به چه چیزی فکر می‌کند ولی من نمی‌گذاشتم فکر کند که نمی‌تواند حرف بزند و تلاشش را بی‌پاسخ نمی‌گذاشتم. گاهی که تلویزیون روشن بود چون می‌دانستم نمی‌تواند زیرنویس‌ها را با دقت بخواند خودم تند تند برایش می‌خواندم و حرف می‌زدم و تفسیر می‌کردم. دوست نداشتم متوجه شود که سرعت عمل قبل را ندارد و از این بابت خیلی خوشحالم که شاید خودش به آن شدت و حدت بیماری‌اش آگاهی پیدا نکرد.»

وی ادامه می‌دهد: «البته همانطور که پزشکانش قبلا گفته بودند و سعی می‌کردند به من آمادگی بدهند، مطمئن بودم که شرایط بیماری‌اش به اینجا منتهی می‌شود چون بیماری پارکینسون این طور نیست که ناگهان باعث از بین رفتن شخص شود، بلکه به تدریج توانایی‌های فرد را می‌گیرد ولی باز، آدم به خودش دلخوشی می‌داد که چیزی نیست. حالا هم که رفته باور نمی‌کردم که با چنین آرامشی رفته باشد. همیشه شنیده بودم خیلی از کسانی که فوت می‌کنند با چشمان باز می‌روند ولی او خیلی راحت رفت، انگار خسته و بی‌حال شد و خوابید. این آرام رفتنش به من آرامش می‌دهد و دلم را قرص می‌کند.»

مهوش وقاری که چند سالی است خودخواسته و به خاطر اینکه کنار همسرش باشد از بازیگری دوری کرده است،  می‌گوید: «در این چند سال هیچ کاری را قبول نکردم و اجازه هم ندادم که محسن متوجه شود بخاطر او پیشنهادها را رد می‌کنم. جالب است که در سه، چهار ماه گذشته هم پیشنهادهای بیشتری داشتم که فکر می‌کنم به دلیل حجم کارهای شب عید بود. حتی همان روزی که این اتفاق افتاد هم یک پیشنهاد کار داشتم ولی همه را به بهانه کرونا رد می‌کردم با وجود اینکه بعضی دوستان تاکید می‌کردند با شرایط زمانی من همراهی می‌کنند، ولی حالا خیلی خوشحالم که این پیشنهادها را رد کرده بودم، چون اگر سر کار بودم و این اتفاق می‌افتاد قطعاً آن را به حساب کار خودم می‌گذاشتم و نمی‌دانم چطور می‌خواستم آرام شوم.»

البته وقاری قبول دارد که باید کارش را از سر بگیرد. « هنوز احساس می‌کنم محسن کنارم است ولی بالاخره باید کار را شروع کنم، بخصوص بخاطر شرایط روحی نیاز است که دوباره کار کنم.»

او همچنین می‌گوید که دلش می‌خواهد جایی را برای نمایش تابلوهای همسرش داشته باشد تا شرایط نگهداری و نمایش داشته باشند. این تابلوها دست ساخته‌های صدفی محسن قاضی مرادی هستند که سال 1395 در خانه هنرمندان ایران به نمایش گذاشته شدند.

مهوش وقاری در پایان با تشکر از پیام‌های محبت‌آمیزی که از همکاران و مدیران بویژه  صدا و سیما گرفته از یک حسرت هم سخن می‌گوید. «راستش این همه لطف و مهربانی بعد از این ماجرا دلم را سوزاند. حسرت خوردم که ای کاش یکی از این‌ها قبل از رفتن او اتفاق می‌افتاد. محسن دوست داشت که از او تعریف شود و افسوس می‌خورم که ای کاش خودم در این سال‌ها هزینه می‌کردم، مراسمی برایش برگزار می‌کردم تا دوستانش دور او جمع شوند. البته در یک سال قبل بخاطر کرونا امکانش نبود ولی با خودم فکر می‌کنم ای کاش این حرف‌ها زمانی گفته می‌شد که او می‌توانست آن‌ها را بشنود. من از کسانی پیام گرفتم که اصلا باورم نمی‌شد ، چون می‌دانم در شرایط مشابه برای همکاران دیگر چنین کاری نکرده بودند. این‌ها برای من بسیار ارزشمند بود، همه سنگ تمام گذاشتند ولی ای کاش وقتی هستیم چنین توجهی وجود داشته باشد.»

زنده یاد محسن قاضی‌مرادی بیش از 30 سال سابقه حضور در عرصه بازیگری را داشت و مقابل دوربین بسیاری از نام‌آوران سینما بازی کرده بود که به همکاری با بهرام بیضایی (سگ کشی)، بهمن فرمان آرا (خانه‌ای روی آب)، رخشان بنی اعتماد (زیر پوست شهر)،  پریسا بخت‌آور (دایره زنگی)، مازیار میری (قطعه ناتمام)، ابوالحسن داودی (تقاطع و مرد بارانی)، داود میرباقری (مسافر ری)، سیروس الوند (یک بار برای همیشه)، شهرام اسدی (اوینار)، مجتبی راعی (غزال)، ایرج طهماسب (دختر شیرینی فروش)، خسرو معصومی (رسم عاشق کشی)، مهدی صباغ‌زاده (صبحانه‌ای برای دو نفر ) می‌توان اشاره کرد.